باغ سكوت من

بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده است.

با چشمهای روشنِ براق،

با گیسویی بلند به بالای آرزو.

هرکس از او نشانی دارد،

ما را کند خبر.

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ ***امید*** رد پای دوست () |

Design By : Mihantheme