باغ سكوت من

بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...

من تمنا کردم

که تو با من باشی

تو بمن گفتی

- هرگز، هرگز

پاسخی سخت و درشت

و مرا این غصه این

هرگز

کشت

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ ***امید*** رد پای دوست () |

Design By : Mihantheme