باغ سكوت من
بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...
ای امید دل، چو جان در خویشتن می جویمت وای بر من، در خراب آباد تن می جویمت چون نسیم، آسیمه سر، افتان و خیزان، دربدر بی خبر از خویش، در دشت و دمن می جویمت می شوم پنهان چو بوی گل به خلوتگاه راز در درون غنچه گل پیرهن می جویمت در گلوی دردمند نی، نوا سر می دهم در هوای نغمه مرغ چمن می جویمت هر کجا شور جنون برپا بُوَد، می خوانمت هر کجا عشق است دور از ما و من می جویمت سوسنم با ده زبان خاموش، اما همچو شمع با زبانی شعله ور در انجمن می جویمت در صفای جویباران، در ترنّمهای رود در دل دریای پرموج و شکن می جویمت در طلوع آفتاب هر غزل پر می کشم بر فراز کهکشانهای سخن می جویمت تو فروغ جاودانی در میان جان من ای تو من، ای من تو، حیرانم که من می جویمت! ای امید دل، چو جان در خویشتن می جویمت وای بر من، در خراب آباد تن می جویمت چون نسیم، آسیمه سر، افتان و خیزان، دربدر بی خبر از خویش، در دشت و دمن می جویمت می شوم پنهان چو بوی گل به خلوتگاه راز در درون غنچه گل پیرهن می جویمت در گلوی دردمند نی، نوا سر می دهم در هوای نغمه مرغ چمن می جویمت هر کجا شور جنون برپا بُوَد، می خوانمت هر کجا عشق است دور از ما و من می جویمت سوسنم با ده زبان خاموش، اما همچو شمع با زبانی شعله ور در انجمن می جویمت در صفای جویباران، در ترنّمهای رود در دل دریای پرموج و شکن می جویمت در طلوع آفتاب هر غزل پر می کشم بر فراز کهکشانهای سخن می جویمت تو فروغ جاودانی در میان جان من ای تو من، ای من تو، حیرانم که من می جویمت!
بوی گل
| Design By : Mihantheme |
