باغ سكوت من
بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...
حسرت نبرم به خواب آن مرداب ای نگاهت خنده مهتاب ها
کآرام درون دشت شب خفته ست
دریایم و نیست باکم ازطوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته ست نوشته شده در سهشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ساعت
٦:٥۸ ب.ظ ***امید*** رد پای دوست () |
بر پرند رنگ رنگ خواب ها
ای صفای جاودان هرچه هست:
باغ ها ، گل ها ، سحر ها ، آب ها
ای نگاهت جاودان افروخته
شمع ها ، خورشیدها ، مهتاب ها
ای طلوع بی زوال آرزو
در صفای روشنی محراب ها
ناز نوشینی تو و دیدار توست
خنده مهتاب در مرداب ها
در خرام نازنینت جلوه کرد
رقص ماهی ها و پیچ و تاب ها نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩ساعت
٢:۳٤ ب.ظ ***امید*** رد پای دوست () |
| Design By : Mihantheme |
