باغ سكوت من

بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...

لبخند آخرین من دروغ معصومانه بود                    

برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود 

 

من مات مات از بازی شطرنج عشق می آمدم      

شاه مهره ی دل رفته بود من لاف بردن می زدم

نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ ***امید*** رد پای دوست () |

Design By : Mihantheme