باغ سكوت من
بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ ار این ماجراست دل شده ی پایبند گردن جان در کمند زهره گفتار نه کاین چه سبب وان چراست؟ گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ دیدن او یک نظر صد چو منش خون بهاست گر برود جان ما در طلب وصل دوست حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر حکم تو بر من رواست زجر تو بر من رواست
نوشته شده در دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ساعت
۱٢:٤۸ ق.ظ ***امید*** رد پای دوست () |
| Design By : Mihantheme |
