باغ سكوت من
بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...
نه … من می میرم این دفعه دیگه طاقت نمی یارم ازین گهواره ی شونه ت سرم رو بر نمی دارم بزار تا قامتم خم شه بفهمم زندگی سخته یه کم آروم بگیرم تا بگن این مرد خوش بخته همه ش دیشب توی خوابم یه حسی مثل مردن بود تموم قلب من می سوخت شبیه تیر خوردن بود همین تصویر رفتن رو به چشم خواب می دیدم خداحافظ خداحافظ همین رو خواب می دیدم نه … من می میرم این دفعه به جون تو قسم خوردم قسم به آخرین گریه تو خواب دیشبم مردم لب شیرین تو ای کاش منو از شب رها می کرد کمی دلداریم می دادو اسمم رو صدا می کرد ببین لبریز افسوسم واسه یک لحظه بیداری برو چشمامو می بندم خداحافظ تو حق داری
| Design By : Mihantheme |
