باغ سكوت من

بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...

تو ای شکوهمند من

شکوه دلپسند من

تو آن ستاره بوده ای

که مهر آسمان شدی

ز مهر برتر آمدی

فراز کهکشان شدی

 

به دره ها نگاه کن

به ژرف دره ها نگر

به تکه سنگهای سرد

به ذره ها نگاه کن

 

به من بتاب

که سنگ سرد دره ام

که کوچکم

که ذره ام

 

به من بتاب

مرا ز شرم مهر خویش آب کن

مرا به خویش جذب کن

مرا هم آفتاب کن 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ***امید*** رد پای دوست () |

Design By : Mihantheme