باغ سكوت من
بزار فردای دنیامو به دستای تو بسپارم... واسه پروانگی کردن من این دستا رو کم دارم...
تنها نرو ای هم قسم نزار به آخر برسم
تموم شده صدای من تا کی میشه زندونی بود
آسمون پوشالی ساخت بغض ترانه رو سرود
تا کی میشه یه سایه بود کوچ ستاره ها رو دید
توی کشتی شکسته شد بازم به ساحل نرسید
تنها نرو ای هم قسم نزار به آخر برسم
تو این خزون بی بهار منم مثل تو بی کسم
تنها نرو ای هم قسم نزار به آخر برسم
تو این خزون بی بهار منم مثل تو بی کسم
غربت شعر من چرا به گوش تو نمیرسه
خاطره های موندگار هنوز یه راه نفسه
ای هم قسم آغوش تو یه سایه بون آشناست
یه جا مثل خورشید گرم یه بستر بی انتهاست،
تنها نرو ای هم قسم تو لحظه ی شکستنم
تموم شده صدای من بیا تا من حرف بزنم
تنها نرو ای هم قسم نزار به آخر برسم
تو این خزون بی بهار منم مثل تو بی کسم
واست بی تابم و بیخوابم و میدونی دلتنگم
واست میمیرم و درگیرم و با دنیا در جنگم
منو تنها نزار از روزگار با اینکه دل خستم
واست دیوونم و میمونم و تا آخرش هستم
داره میباره بارون و تو نیستی
شده این خونه زندون و تو نیستی
چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
دارم از بین میرم توی این دلتنگی
داره دل میگیره بی تو از بیرنگی
دارم از بین میرم توی این خاموشی
کاش میشد میبردی منو با آغوشی
نمیشه با نبودت ساده سر کرد
نمیشه سالم از این غم گذر کرد
داره میباره بارون و تو نیستی
شده این خونه زندون و تو نیستی
چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
| Design By : Mihantheme |

